close
چت روم
شعر,شعر طنز,شعر فارسی,شعر ترکی,شعر عاشقانه,شعر دو بیتی,غزل,شعرنو,شعرمحلی,شعرشاعران بزرگ

ژاپن موزیک

یول ایتیرمیش درنالارتك هاردا قالدین گلمدین



[ جمعه 18 اسفند 1396 ] [ 13:30 ] [ ابوالفضل ]

نیش مرا نیست , ولی یال چرا

یک عمر خزیدیمو بهم نیش زدیم

نعره زدم نعره زدم بس است دگر

خواهم که من شیر شوم در این سرا

نیش مرا نیست  , ولی یال چرا

 

پورتال سلطانی نیشخند



[ دوشنبه 21 فروردين 1396 ] [ 23:00 ] [ saeghe ]

مرا دلبر تویی

مرا دلبر تویی , جانان تو هستی

مرا خانه تویی , سامان تو هستی

خدایا بی تو من صحرای سوزان

بر این خشکیده حال , باران تو هستی

 

اختصاصی پورتال سلطانی نیشخند

 



[ دوشنبه 21 فروردين 1396 ] [ 22:42 ] [ saeghe ]

دیگر تو را میان غزل گم نمیکنم

دیگر تو را میان غزل گم نمیکنم

تا دارمت نگاه به مردم نمیکنم

در گیر و دارتلخ رسیدن به درد عشق

حتی به جان خیش ترحم نمیکنم

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود

هرگز به این بهار تبسم نمیکنم

من در بهشت عشق توادم شدم ولی 

خود را خراب خوردن گندم نمیکنم

ای بهترین بهانه برای نمردنم

دیگر تورا میان غزل گم نمیکنم



[ جمعه 03 دي 1395 ] [ 12:5 ] [ ابوالفضل ]

کجایی

اینجا چه کنم از که بگیرم خبرت را 

از دست تو و ناز تو فریاد کجایی

دانم که مرا بی خبری میکشد اخر

دیوانه شدم خانه ات اباد کجایی



[ چهارشنبه 28 مهر 1395 ] [ 16:45 ] [ ابوالفضل ]

تقدیر من این بود

[ پنجشنبه 08 مهر 1395 ] [ 17:49 ] [ ابوالفضل ]

دلم برايت تنگ

💔امروز كه آيينه جوابش سنگ است
    💔در ذهن زمانه عشق هم بي رنگ است

💔هركس كه نداند توخودت ميداني
    💔آري به خدا دلم برايت تنگ است



[ دوشنبه 29 شهريور 1395 ] [ 20:52 ] [ ابوالفضل ]

دل كجا

دل كجا،شانه كجا،گيسوى دردانه كجا

شمع كاشانه كجا،مجلس اغيار كجا

منزل خسرو كجا،تيشه ى فرهاد كجا

دل شيرين به تمناى دو دلدار كجا



[ چهارشنبه 10 شهريور 1395 ] [ 23:10 ] [ ابوالفضل ]

از هجر تو

از هجر تو بی قرار بودن تا کـی؟💔

بازیچه ی روزگار بودن تا کـــی؟💔

ترسم که چراغ عمر گردد خاموش!💔

دور از تو به انتظار بودن تا کی؟💔



[ چهارشنبه 10 شهريور 1395 ] [ 23:7 ] [ ابوالفضل ]

بیزارم

بیزارمﺍزاین ساعتِﺩیوار
مرامےدهدآزار
وانگار نہﺍنگار
دلم منتظراست منتظرِآمدنِ یار
وبےتابم وبیمار
مرامےدهدآزار
وخون مےڪنداین قلبِ گرفتار
منم خستہﻭتبدار
وبیزارمﺍزاین ساعتِﺩیوار…



[ چهارشنبه 03 شهريور 1395 ] [ 15:0 ] [ ابوالفضل ]

زن، بام نيست،،،

✍💎
زن، بام نيست،،،،،
تا براى هواخورى
 به سراغش بروى.....
آسمان است
 پرواز را بياموز...

سيگار نيست،،،،،
كه بكشى و تمامش كنى
اكسيژن است
 او را نفس بكش....



[ چهارشنبه 03 شهريور 1395 ] [ 14:53 ] [ ابوالفضل ]

خروار غمت

خروار غمت به قدر مشتم کافیست

یک خنده ی تو به قصد کشتم کافیست

بعد از تو غلط کنم که عاشق بشوم

چشم تو برای هفت پشتم کافیست



[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 14:55 ] [ ابوالفضل ]

هنوز ماه منی،

هنوز ماه منی،



دیدنت نفس گیراست



ولی نیا به سراغم...



نیا کمی دیر است



هنوز شعر منی!



می سرایمت هر شب



اگر چه از تو نوشتن



خلاف تدبیر است



[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 14:50 ] [ ابوالفضل ]

چمدان

#چمدان دست تو
                 ترس به #چشمان من است
این #غم انگیزترین
                 #حالت غمگین شدن است..



[ دوشنبه 18 مرداد 1395 ] [ 18:15 ] [ ابوالفضل ]

طالعده یالاندی

بختیم یازیلان حالدا قلم سوسدی دایاندی

جوهرجالانیب آق واراقیم  قاره بویاندی

بختیم منه بخت اولمادی آنجاق کی ازلدن

بوگردیشی ایامــــدا منـــه ترسه دولاندی

تیکدیم گوزومی طالعیمه شاد اولا کونلوم

بیر سس منی قاندیردی کی طالعده یالاندی



[ شنبه 09 مرداد 1395 ] [ 21:8 ] [ ابوالفضل ]

گریه کن

گریه کن عیبی ندارد ،
دل سبکتر میشود

در گلو بغضت بماند ،
چشم دل تر میشود

زندگی بالا و پایین دارد اما..
 چاره چیست..!

گر بخواهی گر نخواهی
زندگی سر میشود..



[ یکشنبه 03 مرداد 1395 ] [ 22:36 ] [ ابوالفضل ]

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،

نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی...

گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود ،

تا مبدل به" شرابی" خوش و گیرا بشوی...!

گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند،

تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی...

گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست،

باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی...

گاهی ازچاه قرارست به زندان بروی،

"آخرقصه هم آغوش

زلیخا بشوی...



[ یکشنبه 03 مرداد 1395 ] [ 22:25 ] [ ابوالفضل ]

طلب بوسہ ز من کن

ؔ

طلب بوسہ ز من کن

ڪہ لبت را بچشم

لب ڪہ نہ آمده ام

عطر تنت را بچشم

بوسہ باراڹ ڪنم

آڹ ناز نفسهاے تورا

تا سحر لب بزنم

تا بدنت را بچشم



[ شنبه 02 مرداد 1395 ] [ 21:2 ] [ ابوالفضل ]

گر بدانی

گر بدانی حالِ مَن
گریان شوی بی اختیار

ای که مَنع
گریه بی اختیارم می کُنی !



[ پنجشنبه 31 تير 1395 ] [ 21:56 ] [ ابوالفضل ]

شده تقديرِ كسے باشے

شده تقديرِ كسے باشے و قسمت نشود

سالها گيرِ كسے باشے و قسمت نشود

پشتِ يك قلبِ بہ ظاهرخوش و يك خنده ےتلخ

شده زنجيرِ كسے باشے و قسمت نشود

در ميانِ تپشِ آينہ پنهان شَوے و

روح و تصويرِ كسے باشے و قسمت نشود

شده در اوجِ جوانے، با همين ظاهرِ شاد 

تا گلو پيرِ كسے باشے و قسمت نشود

شده آزاد و رها باشے و تا عمقِ وجود

رام و تسخيرِ كسے باشے و قسمت نشود

مے شود با همہ ے ريشہ و رگهاےِ تَنت

سالها گيرِ كسے باشے و قسمت نشود ...



[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ 19:46 ] [ ابوالفضل ]

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی .

نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل من ماندِه و غمها ،

"تـو" با غمهای این شبها ،
....... تفاهم کردی و رفتی .

شنیدی عشق در قلبم ،
عمیق و بی نهایت بود ،

گمانم بر دل کوچک ،
....... ترحم کردی و رفتی .

نوشتم بین صد واژه ،
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ،
.... مرا گم کردی و رفتی .



[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ 19:44 ] [ ابوالفضل ]

حال ما

حال ما را كسی نمی‌فهمد !


سال‌ها سوختيم و دود نداشت !


زندگی يك دروغ مسخره بود !!

هيچكس - واقعاً - وجود - نداشت



[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ 19:43 ] [ ابوالفضل ]

دَریایِ شُور اَنگیز ...

دَریایِ شُور اَنگیز ...

چَشمانَت چه...
 
زیباست ...

آنجاکه بایَد...

 دل به دریا زد...

 همینجاست...



[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ 19:30 ] [ ابوالفضل ]

دوباره می نویسمت

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم

شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم

گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم

شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم

غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...



[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ 19:29 ] [ ابوالفضل ]

مرا یڪ شب تحمڸ ڪڹ

مرا یڪ شب تحمڸ ڪڹ
ڪہ تا باورڪني اےجاڹ

چگونہ با جنوڹ خود
مدارا مي‌ڪنم هرشب …!

دلم فریاد مي‌خواهد
ولي در انزواے خویش

چہ بي‌آزار با دیوار
نجوا مي‌ڪنم هرشب



[ شنبه 19 تير 1395 ] [ 19:22 ] [ ابوالفضل ]

وَقتی هَمه جا

وَقتی هَمه جا پُر اَست اَز دِل سیری
عاشق بِشَوی غَریب تَر می میری.!

یادَت  نَرَوَد!به  مَردُمِ  این دُنیا
دَریا بِدَهی، کَویر پَس می گیرى



[ شنبه 19 تير 1395 ] [ 19:7 ] [ ابوالفضل ]

حرمت چشم ترم

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست

بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست

آرزوها داشتم تا در هوایت پر زنم
از قضا بال و پرم آهسته آهسته شکست

راه را کج رفته بودم سالیانی بی بلد
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست



[ شنبه 19 تير 1395 ] [ 19:6 ] [ ابوالفضل ]

عجب روح نجیبي دارےاےدل

چہ دنیاےغریي دارے اےدڸ

چہ اندوه عجیبي دارےاےدڸ

ڪَماڹ ڪردم

ڪہ شادے در ڪمیڹ است

چہ بخت بي نصیبي دارے اےدڸ

شڪستي و صدایت در نیامد

عجب روح نجیبي دارےاےدل



[ شنبه 19 تير 1395 ] [ 19:5 ] [ ابوالفضل ]

لبخند تو

لبخند تو صادر شده از کشور ناز است ...

 تحریم نکن کشور دل ، غرق  نیاز است ...

 آدم شدنم دست خودم نیست به والله ...

 سیب لب تو سرخ تر از حد مجاز است ..



[ جمعه 18 تير 1395 ] [ 12:49 ] [ ابوالفضل ]

ای کاش

ایکاش که این خانه به میخانه دری داشت
تا پیر مغان هم ، ز دل ما ، خبری داشت

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت

پیمانه نمی داد به پیمان شکنان ، باز
ساقی ، اگر از حالت مجلس ، خبری داشت

بیداد گری شیوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس دادگری داشت

یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
این مرغ دل افسرده ، اگر بال وپری داشت

ز آه دل مظلوم ، اگر رسم ستم سوخت
زآن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت

در معرکه ی عشق که پیکار حیات است
مغلوب حریفی که بجز سر ، سپری داشت...



[ پنجشنبه 17 تير 1395 ] [ 19:53 ] [ ابوالفضل ]