close
چت روم
سوتی بزرگ

ژاپن موزیک

سوتی بزرگ

 

سوتی

 

وقتی داشتیم برمی گشتیم، منشیم  ژانت رو به من کرده و گفت:” میدونین، امروز روزی عالی هست، فکر نمی کنین که اصلاً لازم نباشه برگردیم به اداره؟ مگه نه؟“ در جواب گفتم: ” آره، فکر میکنم همچین هم لازم نباشه.“ اونم در جواب گفت:” پس اگه موافق باشی بد نیست بریم به آپارتمان من.“

خدای من این یکی از بهترین چیزهائی بوده که میتونستم انتظار داشته باشم. باشه بریم.“

 

 

 

وقتی وارد آپارتمانش شدیم گفتش:”

 میدونی رئیس، اگه اشکالی نداشته باشه من میرم تو اتاق خوابم... دلم میخواد تو یه جای گرم و نرم یه خورده استراحت کنم.“

”در جواب بهش گفتمخواهش می کنم“ .

 اون رفت تو اتاق خوابش و بعداز حدود یه پنج شش دقیقه ای برگشت. با یه کیک بزرگ تولد در دستش در حالی که پشت سرش همسرم، بچه هام و یه عالمه از دوستام هم پشت سرش بودند که همه با هم داشتند آواز ” تولدت مبارک “ رو می خواندند. ..

در حالیکه من اونجا... رو اون کاناپه لخت مادرزاد نشسته بودم..خنثی



[ سه شنبه 31 فروردين 1395 ] [ 9:28 ] [ rahgozar ]

مطالب مرتبط