close
چت روم
گـــــــرگــــ

ژاپن موزیک

گـــــــرگــــ

 

 

 

گرگ

 

 

 

 

من ترسم از گرگ ها نیست ، میدانم کارشان دریدن است ،
اما با ماهیت روباه ها چه کنم وقتی مدام لباس عوض می کنند ؟!

.

 

 

 

 

 

گرگ عاشق شده بود
عاشق طعمه اش
نزدیکش شد
بوییدش
بوسیدش و
با دندان گلویش را درید
افسوس
ذات احساس نمی شناسد…!
.

.

.
گرگها این روزها دیگر شکار نمیروند،
بلکه دل به نی چوپان سپرده اند و گریه میکنند
با گرگها گشتیم، با ببرها خوردیم، با شیرها نعره کشیدیم
و شب باکفتارها دربیابان خوابیدیم؛
ولی افسوس که عاقبت، خود، شکار خرگوشها شدیم !
.

.

 

گرگ

.


گرگــ ها را دوستـــــ دارم ،
مرگــــ را می پذیرند ،
امـــا
تن به قلاده نمیدهند
.

.

گرگ

 

 

 

شیرها ادعا میکنند سلطان جنگلند!
ببر را قوی ترین حیوان دنیا میدانند!
اما خنده ام میگیرد وقتی میبینم
به دستور یک انســـان در سیرک بالا و پایین میپرند!
ولی گرگ رام نمیشد!
برای کسی عوض نمیشود و
همه میدانند بازی کردن با گرگ حکمش مرگ است
.

.

.
بگذار کفتارها برای خود حکمرانی خیالی کنند!
نمیدانند سکوت گرگ اغاز یک فاجعه است
.

.

 

گرگ


زندگی را باید از ” گـُـــرگ ” آموخت و بَس !!!
.

.

.
گرگ با همنوعانش شکار میکند !
خو میگیرد ، زندگی میکند !
ولی چنان به آنان بی اعتماد است
که شب هنگام خواب
با یک چشم باز میخوابد !
شاید گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است…!
.

.

 

گرگ


همیشه در گرگم به هوا
از گرگ‌شدن فرار می‌کردیم
و اکنون
ناخواسته در تمامی بازی‌ها
گرگیم
بی‌آنکه از خودمان بترسیم
.

.

.
به سلامتی گرگی که فهمید چوپان خواب است
اما زوزه اش را کشید
تا از پشت خنجر نزند
.

.

.
زوزه ی گرگ از تنهــاییستــــــ
ولی گرگــــ هــا دستــه جمعــــی زوزه میکشنــــد
در دنیــــای گرگــــ ها اعتمـــاد مســاوی ستــــ با مرگـــــ
بــا همه بــــاش امـــا تنهـــــــــا
.

.

 

گرگ


آهویم رفت . . .
بگذار برود . . .
حسابش بماند با گرگ های بی احساس
.

.

 

گرگ

پشیمون نباش؛
 گرگ
بودن تقاصش مرد بودن و؛ مرد بودن تقاصش گرگ بودن،
پشیمونیو بزا برا روزگار که به هر کفتاری وفا کرد و به ما نه؛
زوزه بکش که یه روزی این جنگل زوزه هاتو به گوش دنیا میرسونه
.

.

 

 



در شهر ما گرگهایمان !
نه دستشان آردی است و نه صدایشان را ظریف میکنند !
یکدفعه به دل نفوذ میکنند و تو را می کشند !
.

.

گرگ


.
سگ نگاه خنده داری به گرگکرد و گفت،،، آهویت را ربودم،،،
آیا باز هم میگویی گرگها برترند؟؟؟
تواگرعرضه داشتی آهویت را حفظ میکردی…!
گرگ،لبخندی زدو گفت،،،
من ( خدای ) غرورم
رقیب ببینم نمیجنگم
پا روی عشقو احساسم میگذارم ومیدان راخالی میکنم
آهویی که به سگ چشمک بزند !
لیاقت ندارد زیر سایه (( گرگ )) زندگی کند
حقش آن است خوراک همان سگ شود

 

.

 



[ پنجشنبه 02 ارديبهشت 1395 ] [ 23:59 ] [ rahgozar ]

مطالب مرتبط