close
چت روم
داستان,داستان زیبا,داستان اموزنده,داستان خفن,داستان عشاقانه,داستان اسب دزد

ژاپن موزیک

دزدی جوانمردی

اسب سواری ، مردچلاقی را درمسیر راه خود دید که از او یاری می خواست

مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد

 

 

و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند

 

مرد چلاق وقتی بر اسب سوار شد ، دهنه ی اسب را کشید و گفت : …

اسب را بردم ، و با اسب گریخت!

اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : تو ، تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!

اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم!

مرد چلاق اسب را نگه داشت

مرد سوار گفت : هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را از من دزدیدی ؛

چون می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به پیاده ای کمک نکند!



[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 19:52 ] [ ابوالفضل ]

مطالب مرتبط