close
چت روم
شعر,شعر از محمد حسن ملکیان,شعر عاشقانه,شعر زیبا

ژاپن موزیک

ساک سفر که بست مسافر زیاد شد

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

ترس از رقیب بود ، که آخر زیاد شد

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

ترس از رقیب بود ، که آخر زیاد شد

این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت

با کوچ او به شهر مهاجر زیاد شد

یک لحظه باد روسری اش را کنار زد

از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد

هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت

هی کار شاعران معاصر زیاد شد

از بس که خوب چهره و عالم پسند بود

بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد

گفتند با زبان خوش از شهر ما برو

ساک سفر که بست ، مسافر زیاد شد

محمدحسین ملکیان



[ جمعه 04 دي 1394 ] [ 22:4 ] [ ابوالفضل ]

مطالب مرتبط