close
چت روم
پـــــــــورتال ســـــــلطانی,نویسینده,باشگاه نویسنده گان,نویسندگان, پورتال سلطانی - مطالب ارسال شده توسط a-soltani

ژاپن موزیک

دزدی جوانمردی

اسب سواری ، مردچلاقی را درمسیر راه خود دید که از او یاری می خواست

مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد

 




ادامه مطلب ...
[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 19:52 ] [ ابوالفضل ]

عکس فامیل دور

[ جمعه 13 آذر 1394 ] [ 22:37 ] [ ابوالفضل ]

یادش بخیر قدیما...


 

 

 

جمعه یعنی تلویزیون سیاه سفید ۲۱ اینچ پارس ، گزارش هفتگی ، بوی نم ، فیلم سینمایی ژاپنی، مشق های ننوشته
این تعریف از جمعه هیچوقت از سرم بیرون نمیره !




ادامه مطلب ...
[ پنجشنبه 12 آذر 1394 ] [ 19:46 ] [ ابوالفضل ]

راز علاقه به انگشتان دست و شخصیت...


 

بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده اید؟
تا به حال فكر كرده اید كه به كدامیك علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟
با دقت نگاه كنید ، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.


برای دیدن نتیجه روی ادامه مطلب کلیک کنید





ادامه مطلب ...
[ پنجشنبه 12 آذر 1394 ] [ 19:6 ] [ ابوالفضل ]

غوغا

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی

از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی

امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی

ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن

شورافکن و شیرین سخن اما تو غوغا میکنی



[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 23:29 ] [ ابوالفضل ]

سوز و ساز

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید

من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد

بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان

پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز

بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک

به گدائی تو ای شاهد طناز امشب



[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 23:21 ] [ ابوالفضل ]

با ایـن تـست هـوش، IQ خـود را مشخـص کنیـد


 

تستی که مشاهده می کنید، شاید در عین حال که ساده ترین، بلکه تعیین کننده ترین تست برای سنجش آی كیو باشد. برای انجام این تست باید پس از خواندن هر سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید و در نزد خودتان یادداشت کنید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی كیو شما را نشان میدهد.

 

 





ادامه مطلب ...
[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 17:37 ] [ ابوالفضل ]

اس ام اس اربعین حسینی


بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد

دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید

همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد . . .

 

•••================

 

سفر کردم به دنبال سر تو / سپر بودم برای دختر تو

چهل منزل کتک خوردم برادر / به جرم این که بودم خواهر تو . . .

 

••••================••••••

 

اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید / گوییا زینب محزون ز سفر می آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست / کز اسیران ره شام خبر می آید . . .

 

•••================••••••

 

چهل روزه که بوی گل نیومد / صدای چهچه بلبل نیومد

چهل روزه چهل منزل اسیرم / غم چل ساله گویی کرده پیرم . . .

 

••===================•••••

 

باز عاشوراییان پیدا شدند / باز هم سوداییان شیدا شدند

اربعین غصه های گل کجاست / اربعین ناله بلبل کجاست

اربعین عشق، عباست چه شد / اربعین، فریاد احساست چه شد . . .

 

••===================

 

باز دلم خون شد و چشمم گریست / آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید  اربعین / جوش زند خون حسین از زمین . . .

 

••==============••••

 

بار بگشایید اینجا کربلاست / آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است  اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست . . .

 

••••=================••••

 

بسوز ای دل که امروز اربعین است  / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت  /سراسر درس، بهر مسلمین است

اربعین حسینی تسلیت باد

 

•••••============•••••••

 

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است . . .

 

•••================••

 

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن

شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .

 

••========================••••

 

درسی که اربعین به مامیدهد، زنده نگهداشتن یادِحقیقت

وخاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است . . .

« مقام معظم رهبری »

 

••===================••

 

امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین-ع گریست . . .

اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

 

•===================

 

امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست

پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

 

•••••==============•••••••••

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

 

•••==============••

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

 

••=====================••

 

عالم همه قطره و دریاست حسین / خوبان همه بنده و مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش / از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین . . .

 




ادامه مطلب ...
[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 1:33 ] [ ابوالفضل ]

رو سر به به بالین

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

 

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

 

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

 

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

 

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن

 

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

 

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

 

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

 

گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد

از برق این زمرد هی دفع اژدها کن

 

بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی

تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن



[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 1:18 ] [ ابوالفضل ]

چون سنگها

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی


رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی


دست مرا که ساقه سبز نوازش است
با برگ های مرده همآغوش می کنی


گمراه تر ز روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش می کنی


ای ماهی طلائی مرداب خون من
خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی


تو دره بنفش غروبی که روز را
بر سینه می فشاری و خاموش می کنی


در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟



[ چهارشنبه 11 آذر 1394 ] [ 1:9 ] [ ابوالفضل ]

داستان اهنگر


.آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار



[ شنبه 07 آذر 1394 ] [ 18:3 ] [ ابوالفضل ]

مهربان

مهر را بر سر آبان بگذار


مهربان میگردد


من تو را با همه مهر به ابان دادم 


مهربان باش که پائیز بهارت گردد



[ جمعه 06 آذر 1394 ] [ 19:44 ] [ ابوالفضل ]